در روز اول سال تحصیلی، خانم تامپسون معلم کلاس پنجم دبستان وارد کلاس شد و پس از صحبت های اولیه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت که همه آن ها را به یک اندازه دوست دارد و فرقی بین آنها قائل نیست. البته او دروغ می گفت و چنین چیزی امکان نداشت. مخصوصاً این که پسری کوچک در ردیف جلوی کلاس روی صندلی لم داده بود به نام تدی استودارد که خانم تامپسون چندان دل خوشی از او نداشت. تدی سال قبل نیز دانش آموز همین کلاس بود. همیشه لباس های کثیف به تن داشت، با بچه های دیگر نمی جوشید و به درسش هم نمی رسید. او واقعاً دانش آموز نامرتبی بود و خانم تامپسون از دست او بسیار ناراضی بود و سرانجام هم به او نمره قبولی نداد و او را رفوزه کرد. امسال که دوباره تدی در کلاس پنجم حضور می یافت، خانم تامپسون تصمیم گرفت به پرونده تحصیلی سال های قبل او نگاهی بیاندازد تا شاید به علت درس نخواندن او پی ببرد و بتواند کمکش کند. |
روزی شاگرد یک راهب پیر هندو از او خواست که به او یک درس به یاد ماندنی بدهد. |
ای حرمت قبلة حاجات ما یاد تو تسبیح ومناجات ما
تاج شهیدان همه عالمی دست علی ماه بنی هاشمی
همقدم قافله سالار عشق ساقی عشاق و علمدار عشق
سرور و سالار سپاه حسین داده سر و دست براه حسین
عم امام و اخ و ابن امام حضرت عباس علیه السلام
ای علم کفر نگون ساخته پرچم اسلام برافراخته
مکتب تو مکتب عشق و وفاست درس الفبای تو صدق و صفاست
شمع شده آب شده سوخته روح ادب را ادب آموخته
آب فرات از ادب تست مات موج زند اشگ بچشم فرات
یاد حسین و لب عطشان او و آن لب خشکیده ی طفلان او
ساقی کوثر پدرت مرتضی است کار تو سقائی کرب و بلایت
هر که بدردی بغمی شد دوچار گوید از یکصد و سی و سه بار
ایعلم افراشته در عالمین اکشف یا کاشف کرب الحسین
از کرم و لطف جوابش دهی تشنه اگر آمده آبش دهی
چون نهم ماه محرم رسید کار بدانجا که تو دانی کشید
از عقب خیمه ی صدر جهان شاه فلک جاه ملک آشیان
شمر بآواز ترا زد صدا گفت کجائید بنو اختنا
تا برهانند زهنگامه ات داد نشان خط امان نامه ات
رنگ پرید از رخ زیبای تو لرزه بیفتاد بر اعضای تو
من بامان باشم و جان جهان از دم شمشیر و سنان بی امان
دست تو نگرفت امان نامه را تا که شد از پیکر پاکت جدا
مزد تو زین سوختن و ساختن دست سپر کردن و سرباختن
دست تو شد دسته شه لافتی خط تو شد خط امان خدا
چار امامی که ترا دیده اند دست علم گیر تو بوسیده اند
طفل بدی مادر والاگهر برد ترا ساحت قدس پدر
چشم خداوند چودست تو دید بوسه زد و اشگ زچشمش چکید
با لب آغشته بزهر جفا بوسه بدست تو بزد مجتبی
دید چو در کرب و بلا شاهدین دست تو افتاد بروی زمین
خم شد و بگذاشت سر دیده اش بوسه بزد با لب خشکیده اش
حضرت سجاد هم آندست پاک بوسه زد و کرد نهان زیرخاک
مطلع شعبان همایون اثر بر ادب تست دلیلی دگر
سوم اینماه چونور امید شعشعه ی صبح حسینی دمید
چارم اینمه که پر از عطر و بوست نوبت میلاد علمدار اوست
شد بهم آمیخته از مشرقین نور ابوالفضل و شعاع حسین
ای بفدای سر و جان و تنت وین ادب آمدن و رفتنت
وقت ولادت قدمی پشت سر وقت شهادت قدمی بیشتر
مدح تو این بس که شه ملک و جان شاه شهیدان و امام زمان
گفت بتو گوهر والا نژاد جان برادر بفدای تو باد
شه چو بقربان برادر رود کیست" ریاضی" که فدایت شود
شاعر : سید محمد علی ریاضی
ای جانباز! فراتِ جان تو، سقّای خیمه های تشنگان وطن بود تا امروز، در سایه امن ایمان،
عبّاس(ع) را در آیینه چهره تو ببینیم.
ولادت حضرت ابوالفضل(ع) سقای و علمدار کربلا و روز جانباز مبارک باد.

به هـــر طــرف نـــگری جــلوه ی جمال خـداست ادب کنید که مــــیــلاد ســــیــــد الــشـهداست |
سبیل ها موهای بلند، ضخیم و انعطاف پذیر صورت گربه هستند. این موها در ردیف های افقی روی ناحیه برآمده میان گوشه های بالای لب و لبه های بیرونی بینی گربه قرار دارند.سبیل ها مانند مو و ناخن می ریزند و جایگزین می شوند، اما در چند مورد با موهای بدن گربه تفاوت دارند. سبیل ها دو تا سه مرتبه ضخیم تر از موهای بدن گربه هستند و تا عمق زیادی در پوست صورت گربه، در منطقه ای که پر از اعصاب و رگ های خونی فرو رفته اند. سبیل ها را به دلایلی که خواهم گفت نباید برید یا کوتاه کرد. |
آزمایش شنوایی |
سوخت های فسیلی |
فواید ترکیب بیو دیزل و دیزل |